تبليغاتX
بی سایه

بی سایه

بارون

جلوی پنجره نشسته بودم. اتاقم رو فقط نور ماه روشنی بخشیده بود. صدای ساز بارون نوازشگر دل تنها و بی سایه ام بود.

چک چک چک....

با ریتم و ملودی دلنوازش عاشقا رو به خیابون دعوت می کرد. جلوتر رفتم.نشستم روی لبه ی پنجره. تکیه دادم به دیوار و ۱ پامم گذاشتم بالا..

به پایین نگاه کردم. ۲ عاشق بدون چتر دست تو دست هم لبخند به لب توی کوچه ای که خونه ی تنهایی من توش بود ایستاده بودند. توی همین کوچه صدای طپش ۲ قلب عاشق پیچیده.. همین کوچه ای که حالا قلب کوچیک و تنهای منم توش بود.

پنجره رو باز کردم. بوی بارون توی اتاقم پیچید. چشمای خستم رو بستم. دستم رو بیرون بردم تا شاید قطره های بارون بتونن همدم دستای سرد من باشن. ۱ ۲ ۳... قطره ها روی دستم می چکید.

احساس کردم در اتاقم باز شد. صدای پا میومد. چقدر آشنا بود. دلم لرزید. جرئت باز کردن چشمام رو نداشتم. بوی عطری توی اتاقم پیچید. عطری که روحم تشنه ی احساس آن بود. وای آشنا... آشنا... آشنا...  چشمام هنوز بسته بود. نزدیکم اومد. گرماشو حس می کردم. مثل خورشیدی که روی تن برفی من می تابید. دستام رو گرفت و از بارون جدا کرد. من حال بارون رو می فهمیدم. به دستای من پناه آورده بودن و یکی دیگه دست منو ازش دزدیده بود. می دونم اون به من احتیاجی نداشت. شاید این من بودم که اون رو پناهگاهی برای بی کسی های خودم کرده بودم و حالا اون اسیر بود.. اما اقبال اون قطره ها هم مثل مال من بود...

دستم رو تو دستش فشرد. صداش اومد. اسمم رو می گفت. وای خودش بود. خودش. خود عشق. خود کسی که تنهای تنهایم کرد. کسی که  سایه ام را هم ازم ربود تا دیگر همدمی نداشته باشم. خود عشق..

جرئت باز کردن چشمام رو نداشتم. دست روی موهای بلندم کشید. دوباره اون کلمه ای که حالا می دونم واسش فقط  کلمه بود به جای اسمم گفت. عشقم... عشق قشنگم.... قلبم می لرزید. قدرت حرف زدن یا باز کردن چشمام رو نداشتم اما قلب کوچیکم بی تابی می کرد برای ۱ ثانیه دیدن صورت جذابش نگاه مهربونش... آروم من رو در آغوشش گرفت و با صدای دلنشینش تو گوشم زمزمه کرد عزیزم من پیشتم...

دیگه طاقت نیاوردم. چشمام رو باز کردم اما......

۱۰۰ لعنت و نفرین به این طاقت. چه رویایی. چه خیالی. چشمم به قطره های بارونی که لبه ی پنجره جمع شده بودن و به من پوزخند می زدن افتاد. نگاه لبریز از شرمم رو به اونا دوختم.

کاش دلم این همه برای دیدنت بی تابی نمی کرد.

بسوزی ای دل که هر چه می کشیم از توست

 

پاورقی ۱: ََعاشق بارونم

پاورقی۲: ۱ عاشق واقعی ام که خوشبتانه عشقمون ۲ طرفه است.

پاورقی ۳: این مطالب هیچ ربطی به خودم نداره. تو پاورقی ها باهام آشنا شید

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم مهر 1389ساعت 0:12  توسط بی سایه  |